آدم هایی هستند، که هر وقت به آن ها می رسی، 
آرزو می کنی ای کاش زودتر ملاقات شان می کردی...
از بس که برایت آشنا هستند. اینقدر خودشان هستند، که تو را هم وادار می کنند، خودت باشی.
اما بر عکس،
به آدم هایی بر می خوری که هر وقت کنارشان باشی، باز دیر است. 
همش با خودت می گویی کاش دیرتر می دیدم اش... 
کاش اصلا نمی دیدم اش.
از بس که با خودشان غریبه اند... باعث می شوند تو هم دیگر خودت نباشی.
لعنتی ها انگار غربت شان واگیر دارد.

بخشی از کتاب «مکالمه ی غیر حضوری»
نویسنده: علیرضا اسفندیاری

/ 2 نظر / 8 بازدید
محمود

درود به شما و درود به این متن زیبا، بی نظیر بود...[تایید]