یازدهمین سال عمه جان خانم طاهره سلطان هلال بیدختی

 عمه ی عزیزم یازده سال است که رفته ای.دلم برایت خیلی تنگ شده.برای محبت بی دریغت، برای آغوش پر مهرت، برای خیلی چیزها که تو داشتی و هیچکس نداشت حتی مادرم.به من یاد دادی که مهربانی می تواند بی پایان باشد،بی چشمداشت باشد.به من سواد آموختی در حالیکه بیسواد بودی، مشقهایم را نوشتی،نماز یادم دادی خدا را به من شناساندی.کارهایی که مادرم وقت نداشت به من بیاموزد.

با تو کمبود مادر گرفتار را احساس نکردم.همه دنیایم تو بودی.ممنونم از تو و از دنیای پاک تو که مرا هم در آن سهیم کردی.مرا به خاطر بعضی بی مهری هایم نسبت به خودت ببخش.چون من هرگز بعد از رفتنت خودم را نبخشیده ام.

یازده سال است که رفته ای.یازده سال است که برایم هر شب و روز می روی.

یادت سپیده دمی ست که بر پیشانی آسمان می گذرد .متبرک باد نام تو و ما همچنان دوره می کنیم شب را و روز را،هنوز را.

/ 0 نظر / 10 بازدید