من معلم هستم.من درست آن لحظه ای از زمان به دنیا آمدم که سؤالی بر زبان کودکی جاری شد.من در هیبت بسیاری از انسان ها در طول تاریخ و در محل های گوناگون ظاهر شده ام و نیز همه ی آن افرادی هستم که نام و چهره شان مدت زمانیست که از اذهان زدوده شده اما آموخته ها و شخصیت آنها همواره و در همه حال در کمال،هنر و فضیلت دانش آموزانشان متجلی خواهد شد.

در عرض یک روز بارها از من خواسته شده که به هیبت یک هنرپیشه،دوست،پرستار و دکتر،مربی،یابنده ی اشیاء گم شده،وام دهنده،روانشناس و حافظ ایمان در بیایم.

من جمع اضداد هستم.بلندتر از همه حرف می زنم و بیشتر از همه گوش می دهم.بزرگترین هدایای من لابلای چیزهاییست که بسی آرزومندم دانشآموزانم با قدر شناسی آن را پس دهند.دست یابی به ثروت مادی جزء اهداف من نیست،اما من در پویش مستمر خود جوینده ی تمام وقت فرصت هایی طلایی برای دانش آموزانم هستم تا استعدادهای خود را به کار گیرند.من همچنین در جستجوی آن دسته استعدادهایی هستم که گهگاه میان کج اندیشی ها مدفون گشته اند.

من از خوشبخت ترین زحمتکشان دنیا هستم.

یک پزشک اجازه دارد تا در لحظه ای سحر آمیز یک زندگی را به دنیا بازگرداند.من اما اجازه دارم که هر روز با سؤال های نو،عقاید نو و دوستی های نو شاهد تولد تازه ای از زندگی باشم.

من دلاوری هستم که هر روز علیه نابرابری،منفی گرایی،ترس و وحشت،سازش،تبعیض و تعصب،جهل و نادانی و بی تفاوتی مبارزه کنم.من متحدان بزرگ و قدرتمندی همچون هوشیاری و فراست،کنجکاوی،حمایت والدین،خصوصیات فردی،ابتکار،عشق و ایمان و شادمانی دارم که همه زیر پرچم تسخیر ناپذیر من گرد آمده اند.

شکی نیست که از بابت این زندگی شگفت انگیز که من خوشبخت در حال تجربه ی آن هستم باید از والدین سپاسگزار باشم که با واگذاری بزرگترین سرمایه ی زندگیشان(فرزندان)،بزرگترین افتخار عالم را نصیب من می سازند.

و بدینسان است که گذشته ی من مملو از خاطرات است.زمان حال من مملو از مبارزه،ماجرا،تفریح و سرگرمی است چون اجازه دارم که روزهای زندگیم را با آینده سپری کنم.

من معلم هستم....و هر روز از این بابت از خداوند منان سپاسگزارم.

اقتباس از کتاب سوپ جوجه برای روح(جلد اول)