امروز مامانودکتربردم.چند وقتی بود نگران بودم مبادا ایشون به آلزایمر دچار شده باشن.چون همه چیو زود فراموش می کنن.اونجا که بودیم مامان به شوخی می گفتن:آقای دکتر فراموشی من مصلحتیه.چیزایی که به نفعم نیستو زود فراموش می کنم!!!!اما گذشته از شوخی دکتر گفت که نگران نباشیم و برای سن مامان اینا طبیعیه.در مورد بی حوصلگی و افسردگیشونم گفت:باز هم به دلیل سن وتنهایی این حالاتو پیدا کردن که با دارو بهتر می شه.خلاصه داروها رو گرفتیمو برگشتیم خونه.خدا رو شکر که مامان مشکل جدی ندارن.