امشب بلندترین شب ساله.طبق سنت کوچیک ترا میرن خونه ی بزرگترا تا با دور هم بودن و گرم کردن مجلس سوز سرمای زمستونو کم کنن.ما هم به همراه خواهرم و بچه هاش پیش مامان بودیم.آجیل و هندونه و انار و آش رشته به راه بود.گر چه آرزوی من که همه ی خواهرام امشب خونه ی مامان باشن براورده نشد ولی منو این یه خواهرم که اینجاست نذاشتیم به ایشون بد بگذره.مامان جان این شب اهورایی بر شما مبارک.امید که یلداهای زیاد دیگری کنار شما باشیم.