پادشاهی به کشتن بی گناهی فرمان داد.گفت: ای پادشاه بواسطه ی خشمی که تو را بر من است آزار خود مجوی.گفت: به چه معنی؟ از برای آن که این عقوبت بر من به یک نفس بسر آید و بزه آن جاوید بر تو بماند.

دوران بقا چو باد صحرا بگذشت

تلخی و خوشی و زشت و زیبا بگذشت

پنداشت ستمگر که جفا بر ما کرد

در گردن او بماند و بر ما بگذشت

ملک را نصیحت او سودمند آمد و از سر خون او برخاست.

شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی(گلستان)